تبليغاتX
سکوت وحشی

سکوت وحشی

...

وصیت نامه کوروش

به نام ایزد راستین

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.

جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود . هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی . کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید . بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد. زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد . هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .

سیاوش آریامهر

۲۶/۳/۹۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 0:16  توسط سیاوش  | 

ابر پاییز

به نام ایزد راستین

من مردم و...

ابر پاییز با سکوت رعد و برقش گوش مرا پاره کرد...

صد کفن از جنس آب بر تن من رخنه کرد...

خواب دیدم خوابیدم

خواب دیدم خسته ام

خواب دیدم که در این لحظه ی آخر

به قناری دل بستم...

ای خاک بر سر من

که از این دل فقط یک سنگ باقیست...

که صدای وسگهای وحشی چوپان خسته را

در نگاه یک گرگ عاشق

زجه میزد...

خواب میدید

خواب میخواست...

یک صدا از اعماق سکوت

که نگاهم پر اشک بود...

خواهم رفت

خواهم مرد

خواهی دید

تا بغض با تو باشد...

 

سیاوش آریا مهر

19/7/89

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 9:50  توسط سیاوش  | 

یک فراخوان عاجل درآغاز بیستمین سال خطاب به پناهجویان،علاقمندان و دوستداران فدراسیون

عبدالله اسدی

دوستان عزیز
اجازه بدهید که ابتدا به همین مناسبت آغاز بیستمین سال فعالیت فدراسیون را به مؤسسین این سازمان و همه مسئولین و رهبران آن تبریک بگویم. منصور حکمت به عنوان مطرح کننده ایده تشکیل این سازمان و جهت و مضمون فعالیت آن و همچنین غلام کشاورز به عنوان عضو موئسس و سخنگوی وقت فدراسیون امروز دیگر در میان ما نیستند اما آثار و مبانی نظری و عملی آنها که فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بر مبنای آن تشکیل شد، همچنان راهنمای حرکت و اصول و منافع انسانی در دفاع از حقوق پناهندگان است. یاد و خاطره عزیزشان گرامی باد.
و اما فراخوان
همانطور که کم و بیش در جریان هستید، در حال ایجاد تغییراتی اساسی در اداره رهبری فدراسیون و احیای تعدادی از واحدها، جواب به نامه ها و تقاضاهای کمک از جانب پناهجویان، بازسازی و کمک به ارتقاَّ و بالا بردن کیفیت سایتهای محلی و سراسری، تائیدیه ها و کمک به شکل گیری و از سرگرفتن کمپینهای فدراسیون برای دفاع هرچه قاطع تر و به موقع از حقوق پناهجویان هستیم.

باورنکردنی است اما واقعیت دارد. دبیرخانه فدراسیون همه روزه شاهد دریافت دهها نامه و سوال و تقاضای شماری تائیدیه و درخواست کمک و راهنمائی از جانب ایرانیان در نقاط مختلف دنیاست. تعداد تلفنها هم قابل شمارش نیست. لازم به ذکر است که امروز بیشترین متقاضیان کمک ازفدراسیون مستقیما از داخل ایران هستند. آنها عمدتا اطلاعات میخواهند، میخواهند بدانند باید چگونه پا به عرصه پناهندگی بگذارند و از کجا باید شروع کنند؟ شرایط پذیرش پناهندگان به چه صورت است؟ کودکان آنها در طول مدت انتظار از چه حقوق و مزایایی برخوردارند؟ چگونه باید حرف بزنند و چه مدارکی با خود داشته باشند تا به عنوان پناهنده پذیرفته شوند؟ ویژگی هرکدام از کشورهای پناهنده پذیر و درجه پذیرش پناهندگان در آن کشورها در چه حدی است؟ اینها و صدها سوال دیگر، سوالات کسانی است که تحت حاکمیت نظام اسلامی در ایران جان به لبشان رسیده است و از فدراسیون درخواست کمک میکنند.

تقاضای تائیدیه از فدراسیون در میان بخش زیادی از پناهجویان در ترکیه و کشورهای همجوار ایران بدلیل شرایط سخت پذیرش متقاضیان پناهندگی از جانب دفاتر سازمان ملل در امور پناهندگان یکی از کارهای پرزحمت و یکنواخت دبیرخانه فدراسیون است. یک مشکل اصلی فدراسیون که هیچ وقت پاسخ نگرفته، مشکل مالی است. تصور کنید که سازمانی با این وسعت و با داشتن این همه مراجعه در سراسر دنیا با موقعیت و بنیه مالی ضعیف و نابرابر چگونه میتواند در دنیای پناهندگی امروز تحرک ایجاد کند و راندمان فعالیت خود را بالا ببرد؟ در حالی که مسئولین و رهبران این سازمان باید بتوانند از شهر به شهر دیگری وازکشور به کشوری دیگر برای نشست و مزاکره با مقامات و نهادهای دولتی و غیردولتی و دفاتر سازمان ملل درامور پناهندگان سفر کرده، وضعیت ایران و دلایل پناهندگی ایرانیان و شرایط اسفناک پناهجویان را توضیح دهند. اینها نمونه های کوچکی از فعالیتهای فدراسیون است.
برای تامین این وظایف در4-3 ماه گذشته قدمهای مثبتی را برداشته ایم. ازسرگرفتن چاپ و توزیع نشریه همبستگی و برقراری ارتباط بیشتر با پناهجویان در ترکیه و کشورهای مختلف، انجام برخی از کارها در آلمان و شکل دادن دوباره به رهبری فدراسیون درآن کشور، پاسخ دادن به بسیاری از نامه ها و تقاضاهای کمک به پناهجویان از نقاط مختلف دنیا، فعال کردن دوباره سایت فدراسیون، جواب به نامه ها و مراجعین و دخالت مستقیمتر در پرونده آنها به ترتیب سرتیتر برخی از فعالیتهای فدراسیون در این دوره را تشکیل میدهند. با این وجود هنوز در آغاز کاریم. فدراسیون برای احیای هر چه بیشتر فعالیتهای خود به همکاری و قبول مسئولیت بیشتری در میان شما علاقمندان و دوستداران و اعضای فدراسیون نیاز دارد.

با این مقدمه به اصل فراخوان می پردازم
فدراسیون در عرصه های مختلف از جمله برای احیای واحدهای خود در بسیاری از کشورها احتیاج به به دوستان و علاقمندانی دارد که آستین بالا بزنند و آن را بازسازی نمایند. هر واحد کشوری و هرمسئول شهری لازم است علیرغم همه مشغله و مشکلاتی که ممکن است داشته باشند وظیفه دارند با برگزاری کنفرانسهای کشوری و شهری و به اشکال مختلف و مطلوب جایگزینیهای موقت تا زمان برگزاری کنفرانسها فعالیت واحد خود را از سر گرفته و آن را احیا کنند.

اما یک عرصه از کار که بسیارعاجل و مهم است و فدراسیون بدون سازمان دادن فوری آن نمی تواند جوابگو باشد و فعالیتش به نتیجه مطلوب نمیرسد و آن ترجمه نامه ها از فارسی به انگلیسی است. ترجمه یک عرصه مهم از فعالیتهای فدراسیون را تشکیل میدهد. برای آنهایی که نامه تائیدیه میخواهند، برای آنهایی که در بازداشتگاههای مختلف دولتها در انتظار اخراج بسر میبرند و نامه های فدراسیون به دولتها و سازمانهای دفاع از حقوق بشر میتواند به نجات بسیاری از آنها منجر شود این عرصه از فعالیت بسیار حیاتی است و فدراسیون احتیاج به کسانی دارد که در این رابطه قدم بردارند و کاری بکنند.
توجه داشته باشید که به یمن وسایل ارتباط جمعی فاصله جغرافیایی هیچ سایه ای روی این مسئولیتها نخواهد گذاشت و به این اعتبارهرکس در دورترین نقاط دنیا میتواند به در دسترس ترین و نزدیکتیرین همکاران فدراسیون تبدیل شود. خوشبختانه درپی فراخوان دیگری به اعضای فدراسیون برای جبران عرصه کار ترجمه چهار نفر از کشورهای مختلف اعلام آمادگی کردند و این عرصه مهم را از زمین برداشته و دارند کارشان را میکنند اما با این وجود فدراسیون هنوز به همکاران بیشتری در عرصه ترجمه از فارسی به انگلیسی و زبانهای مختلف دنیا نیاز فوری و مبرم دارد.

دوستان عزیز، ما درست در شرایطی با این کمبودها مواجه هستیم که اتحادیه اروپا روزچهارشنبه 18 ژوئن در یک تصمیم مشترک به توافق رسیدند که کلیه مهاجرین غیر قانونی را از این اتحادیه با توسل به زور به کشورهای خود اخراج نمایند. درآئین نامه ای که با اکثریت آرا تصویب کرده اند هر کدام از کشورهای میزبان را مجازکرده اند که پیش از اخراج، 6 تا 18 ماه پناهجویان را مطابق قانون جدید اتحادیه اروپا زندانی نمایند. با تصویب مقررات جدید در اتحادیه اروپا، زندگی فلاکتبار پناهجویانی که پاسخ منفی گرفته اند و اتحادیه اروپا آنها را مهاجرین غیر قانونی عنوان کرده است صد برابر بدتر و فعالیت سازمانی مثل فدراسیون دشوارتر و به مراتب پیچیده تر خواهد شد. درپی تصویب این قانون بسیاری از پناهجویان گرفتار، بطور شبانه روزی در نقاط مختلف دنیا با فدراسیون تماس میگیرند و از این سازمان کمک میطلبند.

هم اکنون بسیاری از ایران درخوست کمک و راهنمائئ کرده و این لیست روز به روز در حال افزایش است. تعدادی درپاکستان با سیاست سختگیرانه سازمان ملل در امور پناهندگان مواجه شده اند و از فدراسیون تقاضای کمک کرده اند. شماری نیز در زندانهای ترکیه در انتظار اخراج به ایران بسر میبرند. تعداد دیگری در مجارستان با مشکلات جدی مواجه شده اند. شماری از پناهجویان در کشور تاجیکستان از عدم وجود یک سیستم مدون در مورد پناهندگان و مهاجرین رنج میبرند به گفته کارشناسان امور مهاجرت در تاجیکستان سیستم درستی برای ثبت نام مهاجرین قبل از سفر به کشورهای ثالث و تنظیم روند مهاجرت در آن کشور وجود ندارد.

درسوئد در فاصله نیمه دوم ماه ژوئن تا هفته اول ماه ژوئیه توانستیم از 11 پناهجوی افغان در حال اخراج، 9 نفر از آنها را نجات دهیم. متاسفانه یک نفراز آنها به افغانستان اخراج شد و تلاش فدراسیون برای نجات نفر باقی مانده در بازداشتگاه ادامه دارد.
در همین مورد تعدادی از مالزی و هندستان نوشته اند ما را نجات دهید، شمار زیادی از کشور نروژ پاسخ منفی گرفته اند و به زندگی مخفی پناه برده و از فدراسیون طلب کمک کرده اند. فریاد کمک از سوی پناهجویان گرفتار در باتلاق عراق و شرایط سخت و ناامن در آن کشور تمامی ندارد. در کشورهای جنوب اروپا مثل یونان، بلغارستان و مجارستان فریاد زندگی سخت پناهجویان ایرانی و افغان سر به آسمان میزند.

شاید برای شما زیاد باور کردنی نباشد اما این نمونه ها واقعی اند و در طول 4 ماه گذشته رجوع به فدراسیون چندین برابر افزایش یافته است. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برای پیشبرد عرصه های مهم فعالیتش به نیروی همه شما پناهجویان، دوستداران، علاقمندان و انساندوستان نیاز مبرم دارد.

دوستان عزیزا!

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در طول دو دهه گذشته مرجع واقعی و مرکز رجوع پناهجویان ایرانی و چراغ راهنمای آنها در پروسه انتظار برای گرفتن حق پناهندگی و یکی از پرنفوذترین و اجتماعی ترین سازمانها و نجات دهنده هزاران انسان دردمند از بازداشتگاهها و مکانهای انتظار برای دیپورت به ایران بوده است. فدراسیون یکی از آن معدود سازمانهایی بوده که تاکنون با تلاشهای آگاه گرانه اش در تقویت فرهنگ مبارزه متشکل برای دفاع از حقوق پناهجویان و ممانعت از پناه بردن آنها به تنهایی و انزوا و جلوگیری از اعتصاب غذا و وارد کردن آسیبهای جسمی و روحی به جسم و روان خود و درشکل دادن به یک فرهنگ مدرن و بالا بردن سطح توقع پناهجویان نقش بسیار برجسته ای داشته است.

اجازه بدهید یک نکته منفی هم در مورد کار در فدراسیون بگویم. حقیقتش این است که اگر کسی بخواهد در فدراسیون کار بکند و آنطوری که هست پاسخ دهد، در یکسال اول کارش از نفس میفتد همان طوری که بسیاری از بهترین ستاره های فدراسیون متاسفانه در اثر فشارهای روزافزون و بارسنگین مسئولیت انسانی ناشی ازمراجعه بیشمار انسانهای بی پناه و پر درد و رنج و از طرف دیگر قوانین سخت و کم نتیجه یکی پس از دیگری از نفس افتادند. از این نظرفعالیت در امور پناهندگان در شرایط امروز بدلیل درپیش گرفتن سیاستهای سختگیرانه و غیر انسانی دولتهای عضو کنوانسیون ژنو در امور پناهندگان، بسیار پیچیده و غیرقابل تصورشده است شاید تنها چیزی که به فعالین فدراسیون انرژی تازه تری میدهد همان نتیجه مثبت کارشان در قبال تغییر زندگی بسیاری از انسانهای دردمند باشد که به طور روزمره و در ایجاد این تغییرات نقش عملی ایفا میکنند.

در طول دو دهه اخیر و در اوج فرار ایرانیان از اختناق و سرکوب سیاسی در ایران، فدراسیون با شروع انتشار نشریه همبستگی و فعالیت سازمانیش چه از نظر ارتقای فرهنگ مدرن و دور کردن پناهجویان از پناه بردن به ملی گرایی و ناسیونالیسم و چه از نظر آشنا کردن آنها با جامعه جدید تا دفاع از حق زندگی و حقوق برابردرجامعه، تاثیرات بسیار عظیم و تعیین کننده ای بر روش زندگی و مبارزه پناهجویان گذاشته است. بعلاوه فدراسیون تنها سازمانی در میان ایرانیان بوده که بدون در نظر گرفتن مذهب، ملیت، نژاد و گرایش سیاسی بطور برابر از حقوق آنها بعنوان انسان دفاع کرده است.

دوستان عزیز
فدراسیون برای اینکه بتواند کلیه عرصه های فعالیت خود را بپوشاند به نیروی تازه نفس در عرصه ترجمه، اداره سایت، مشاوره حقوقی و مسائل قانونی، پاسخ به نامه ها، گردآوری اخبار جدید پناهندگی و بعضا ترجمه برخی از آنها، گرفتن مسئولیت در ساختن و احیای واحدهای فدراسیون و دائر کردن دفتر فدراسیون در هر شهر و کشوری که مناسب میدانید با فدراسیون دست همکاری بدهید.
برای گسترش دامنه فعالیت این سازمان، پر کردن فرم عضویت و پرداخت حق عضویت، جمع آوری کمک مالی، و توزیع نشریه همبستگی؛ فدراسیون احتیاج به همکاران بسیار بیشتری دارد. اینها همه عرصه های مهم و به هم پیوسته فعالیت فدراسیون میباشند که بدون تکمیل و پوشاندن این عرصه ها نمی تواند در حد انتظار و در دنیای ضد پناهندگی و قوانین سخت و غیر انسانی دولتها پاسخگو باشد.

چه در کشورهای غربی، چه در جنوب اروپا، چه در ترکیه، پاکستان، بلغارستان، مجارستان، عراق، هندوستان و مالزی و دیگر نقاط دنیا که دفاتر فدراسیون در آنجا وجود ندارد با هر تعدادی که میتوانید دفاتر فدراسیون را دائر کنید و برای پیشرفت کارتان با ما در تماس باشید. این کار در درجه اول کار خود پناهجویان است کار کسانی است که هنوز ظرفی برای مبارزه و دسترسی به حقوق و مزایای انسانیشان تعریف نکرده اند. فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی بهترین و مناسبترین ظرف مبارزه شما پناهجویان است.
هر پناهجوی ایرانی در هر کجای دنیا مستقل از اینکه خود را سیاسی میداند یا نه و به هردلیلی نخواسته است تحت قوانین جمهوری اسلامی زندگی کند، مستقل از اینکه درکدام گوشه از دنیا زندگی میکند، مستقل از جنسیتش، مستقل از ملیت، گرایش سیاسی و مذهبی اش میتواند از فدراسیون درخواست عضویت کرده و خود را در فعالیتهای فدراسیون برای دفاع از حقوق انسانی خود سهیم و شریک نماید. در طول همین چند ماه تعداد زیادی به ما پیوسته اند، شما نیز بپیوندید و از طریق ایمیل و تلفن و یا هر امکان دیگری که برایتان مقدوراست با ما تماس بگیرید.
هر کس میخواهد کار انسانی انجام دهد، هر کس میخواهد به پناهجویان و فراریان از جهنم جمهوری اسلامی کمک کند، هر کس میخواهد به دوستش، خواهرش، برادرش، همشهریش، پسرش، دخترش و هم نوعش کمک کند باید به فدراسیون کمک کند و این سازمان را تقویت نماید.
*****
18 اوت 2008

3 نظر   به این پست لینک دهید

همبستگى فدراسيون سراسری پناهندگان ايرانى در کلن

هر هفته جمعه ها از ساعت ١٨ به بعد از شما دعوت ميکنيم در پاتوق همبستگى- فدراسيون پناهندگى در شهر کلن شرکت کنيد۰

ورود برای همه با کمال میل آزاد و رایگان است

موزيک و سرگرمى، گفتگو در مورد مسائل پناهندگى
و مشاوره در اين خصوص۰
صرف نوشيدنى در محيطى صميمانه و شاد

بحث آزاد، اخبارسياسى روز در مورد آخرين تحولات ايران و جهان

در اين مکان ميتوانيد به ادبيات و نشريات حزب کمونيست کارگرى ايران دسترسى پيدا کنيد۰


آدرس ابرت پلاتس با اوبان 12 +15 بطرف نيپس٬ ايستگاه خيابان فلورا پياده شويد٬ بعد درخيابان آين هايت و در خيابان تورم ساختمان یوگند سنتروم پلاک 5-3 طبقه دوم به اميد ديدار

Von Ebertplatz U12 und U15 – Richtung Nippes Haltstelle Florastrasse Einheitstrasse
Turmstrasse

Bürgerzentrum
Turm Str. 3-5
Köln-Nippes (50733
)
Info
Telefon: 0163/6809972
Tel:0163/6809972
Email:ali_morady2@yahoo.de

0 نظر   به این پست لینک دهید

آزادی داود باقرى را به سكويى براي امنيت پناهجويان در تركيه تبديل كنيم

داوود باقري پس از ٥ ماه تلاش و مبارزه سازمان ها و نهادهاي مختلف، افراد و شخصيتهاي مدافع حقوق انسانى از زندان دولت تركيه آزاد شد. دبير فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني با اطلاع از موضوع نامه اي در اعتراض به دستگيري داود و براي آزادي و حق پناهندگى وي نوشته و براي دهها نهاد و سازمان دفاع از حقوق بشر در تركيه و در سطح بين المللي ارسال كرد. اما آزادي داود محصول يك تلاش همگانى ترى بود. اگر اين تلاش و مبارزه متحدانه نبود، نام داوود به ليست قربانيان جمهوري اسلامي و دولت تركيه اضافه شده بود. داود باقرى يك فعال سرشناس سياسى بود كه خبر دستگيريش توسط دوستان و رفقايش بلافاصله همه جا منتشر شده و بلافاصله يك شبكه دفاع از حق پناهندگى داود شكل گرفت. كه آزادي او از زندان مستقيما نتيجه تلاش هاي اين شبكه بود. اما در تركيه دهها و صدها پناهجوي ناشناس قرار دارند كه كسي از دستگيري، بازداشت و تحميل مشقات و در نهايت ديپورت آنها متوجه نميشود. اين پناهجويان ناشناس در هاله اى از بي خبري، خاموش و بي سرو صدا قرباني ميشوند. شبكه اى كه خطر ديپورت را بر فراز سر داود برداشته و او را از زندان بيرون كشيد، بايد گسترش و فعال تر امر دفاع از تمام پناهجويان در تركيه را در دستور وظايف خود قرار دهد.

زندان و خطر ديپورت تنها مشكلاتى نيست كه پناهجويان از آن رنج ميبرند. شرايط سخت زندگي و پناهندگى در تركيه، مشكلات كمر شكن ديگرى است كه در كنج انزواي پناهجويان روزگار را برآنها در تركيه سياه كرده است. پروسه كشاف و طولاني مدت پروسه هاي پناهندگي، گسترش استيناف ها و جواب هاي ردى، شرايط سخت كار و كسب درآمد، در كنار باج گيريهاي مداوم دولت تركيه از پناهجويان تحت عنوان پول خاك، همه عملا زندگى سياهى را بر گرده پناهجويان تحميل لرده است. مشكلاتي كه داود باقرى از فردا با آن مواجه خواهد بود. آزادي داود بايد نقطه عطفى باشد براى رفتن به مصاف كل اين مبارزه. مبارزه اي عليه تمام مشقاتي كه زندگي پناهجویان را ميخراشد.

تركيه سالهاست كه مهمترين خط مبارزه متحدانه پناهجويان بوده است. به يمن قريب به دو دهه فعاليت پيگير و مستمر فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى، سنت مبارزه متشكل در تركيه ريشه دار و عميق شده است. سنت حمايت سازمان هاي كارگري و احزاب و سازمان هاي مدافع حقوق انساني، ميديا و رسانه هاي گروهي مترقي در تركيه ريشه دار وعميق شده است. اين سنت ها به مثابه مهمترين ابزار براي دفاع از زندگي و حرمت و ارزش انساني في القوه موجودند. آنچه امروز مورد نياز است متحد و متشكل شدن خود پناهجويان است. به ميدان آمدن خود پناهجويان است. نبايد منتظر هيچ معجزه الههي شد. از از آسمان هيچ بركتي نازل نميشود. هر آنچه بدست ميايد از مبارزات متحدانه خود ما و گامها و دستهاي خود ماست.

همبستگي فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني اين موفقيت را به داود باقري و كليه سازمان ها و نهادها و افرادي كه براي آزادي داود تلاش كردند تبريك ميگويد. ما همه پناهجويان را فرا ميخوانيم كه در فدراسيون متحد و متشكل شوند. همه سازمان هاي مدافع حقوق پناهندگي و انساني را فرا ميخوانيم كه با همبستگي و اتحاد براي ايجاد يك فضاي امن و انساني براي پناهجويان در تركيه به تلاش و مبارزه ادامه دهند.

همبستگى فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني
١٤ آگوست
٢٠٠٨

0 نظر   به این پست لینک دهید

جنبش پناهندگى در استراليا پيروز شد، پس از سالها مبارزه جنبش پناهندگى، بازداشت اتومات پناهجويان در استراليا لغو ميشود

وزير جديد مهاجرت استراليا كريس ايوانس روز سه شنبه ٢٩ جولاى اعلام كرد كه قوانين سختگيرانه پناهندگى ومهاجرت در استراليا را لغو خواهد كرد. وي همچنين اعلام كرد كه بازداشتگاههاي پناهجويان را بسته و قانون بازداشت اتومات كليه پناهجويانى كه بطور غيرقانونى وارد استراليا ميشوند را لغو ميكند. بر اساس اظهارات وزير جديد مهاجرت بازداشتها تنها در موارد خطرات جدي امنيتي رخ خواهد داد و دوران بازداشتها كوتاه خواهد بود.

قانون بازداشت اتومات كليه پناهجويانى كه بطور غيرقانونى وارد استراليا ميشوند از سال ٢٠٠١ توسط دولت ليبرال جان هاورد به مرحله اجرا گذاشته شد. با اجراي اين قانون ضد انساني صدها پناهجو از كودك و زن و جوان و پير روانه بازداشتگاهها شده و سالها در بدترين شرايط و غير انسانى ترين شرايط زندگى ميكردند. بازداشتگاههاي استراليا يكي از سخت ترين بازداشتگهاي پناهندگى بود. و گزارشات مربوط به شيوع خشونت در اين بازداشتگاهها و نقض ابتدايي ترين حقوق انساني و پناهندگى بارها توسط سازمان ها و نهادهاي بين المللى مطرح شده بود.

با اجراي قانون بازداشت پناهجويان جنبش قوى در اعتراض به اين وضع و در دفاع از حقوق انسانى پناهجويان در سراسر استراليا شكل گرفت. خود پناهجويان در بازداشتگاههاي مختلف به اشكال مختلف دست به اعتراض و مبارزه زدند. از اولين روز اجراي آن تا آخرين روز لغو آن يك جنبش وسيع با خواست آزادي كليه پناهجويان باداشتي و رعايت حقوق انساني براي پناهجويان در استراليا مدام در خيابانها در جوار بازداشتگاهها در رسانه ها و در هر جاي ممكن مبارزه ميكرد. به يمن اين مبارزات دوت استرالیا زير باران انتقادهاي شيد جهاني و داخلى قرار گرفته بود. نفوذ و عمق اين جنبش انساني در جامعه چنان قدرتمند بود كه بحث تغيير اين قوانين به پلاتفرم احزاب دولتي تبديل شد و خود به نمادى به پايبندي به ابتدايي ترين حقوق انساني در جامعه بدل گرديد. امروز كه دولت حزب كارگر استراليا فرمان بستن بازداشتگاهها را صادر ميكند اين فرمان در واقع تبلور اراده آهنين و موفقيت آميز ٧ سال مبارزه پناهندگان و جنبش پناهندگى در استراليا و در سطح بين المللى است.

همبستگى فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني از همان روز اول در اين صف و جنبش اعتراضي قرار داشته و به اشكال مختلف جهت تقويت اين جنبش تلاش ميكرد. موفقيت اين جنبش افتخارى است كه فدراسيون در ايجاد آن سهم و نقش چشمگیری داشته است.

پيروزي و موفقيت جنبش پناهندگى در استراليا درس بسيار مهم و ارزنده ايي براي جنبش پناهندگى در سراسر دنيا دارد. هر ذره موفقيت و كسب دست آوردهاي انساني در دفاع از حقوق پناهندگى فقط و فقط به مبارزه پناهندگان و جنبش پناهندگى گره خورده است. نه خدا، نه دولت، نه كليسا و كشيشها، نه پارلمان و وزرا هيچكدام در غياب يك جنبش اعتراضي انساني ذره اي از حقوق انساني پناهندگان دفاع نميكنند. اگر جايي كشيش ها لباس دفاع از پناهنده به تن ميكنند، اگر در پارلمان ها از حقوق پناهندگان صحبت ميكنند همه فقط به يمن اعتراض وسيع و گسترده جنبش پناهندگى به يمن اتحاد متشكل پناهندگان و به يمن سازمانهايي مانند فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى است كه افق پيروزي از طريق مبارزه را همواره در استيصال ترين شرايط پناهندگي در مقابل پناهجويان و كل جامعه قرار ميدهد. اتحاد و تشكل رمز اصلي ايجاد موفقيتهايي در استراليا و اسپانيا و سوئد و هلند و ساير كشورهاي دنياست.

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى اين موفقيت بزرگ را به كليه پناهجويان در استراليا به كليه سازمان ها، نهادها و افرادي كه در اين ٧ سال در صف دفاع از حقوق پناهندگان در استراليا بودند، به مسئولين و همكاران واحد فدراسيون در استراليا تبريك ميگويد و كليه پناهجويان ايراني در سراسر دنيا را فرا ميخواند كه به فدراسيون پيوسته و براي ايجاد موفقيت ها و پيروزي هاي ديگر در كشورهاي ديگر تلاش و مبارزه كنند.

زنده باد همبستگى در دفاع از حقوق انساني

همبستگى، فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني
١ اوت ٢٠٠٨

0 نظر   به این پست لینک دهید

Monday, August 4, 2008

کشف اجساد بیش از 12 پناهجو در حومه شهر استانبول

به گزارش خبرگزاریهای داخلی ترکیه، تعدادی پناهجو که اکثرا از کشورهای پاکستان و افغانستان بوده اند و بطور قاچاق از طریق شهر مرزی وان سوار یک کامیون شده و به سمت استانبول در حرکت بوده تا زمان رسیدن به حومه استانبول اکثر آنها بر اثر خفگی جان خود را از دست دادند.

گفته میشود راننده کامیون در طول مسیر شهر وان تا استانبول که مسافتی 32 ساعته میباشد به آنها سرکشی نکرده است . اما هنگام رسیدن به حومه استانبول متوجه سر و صدای داخل کانتینر کامیون میشود، هنگامیکه به سراغ آنها میرود اکثر این پناهجویان جان خود را از دست داده و بقیه نیز در حال مرگ بوده اند. بعضی خبرها حاکی از آن است که راننده کامیون از بودن آنها در کانتینر ماشین خود بی خبر بوده است. براساس اخباری که از واحد فدراسیون ترکیه بدستمان رسیده راننده کامیون با دیدن این صحنه ماشین را رها میکند و پا به فرار میگزارد.

این نیز نمونه دیگری از بی ارزشی حقوق انسان در دنیای سرمایه داری است. نمونه دیگری از سرنوشت انسانهای بیشماری است که از جنگ و ناامنی اجتماعی و برای رسیدن به یک زندگی بهتر، مسیر مهاجرت را انتخاب می نمایند ودر نتیجه آن بسیاری آز آنها در نیمه راه جان خود را از دست میدهند و به جرم پا گذاشتن به مرز کشور دیگری قربانی مناسبات ظالمانه ای میشوند که پاسپورت را مبنای هویت انسانی قرار میدهد.
هفته ای نیست که از این نوع خبرها به گوشمان نرسد، یک روز، 13 تن در میان برف و سرما و در کوهستانهای ترکیه از سرما خشک میشوند و گرگ جنازه آنها را میخورد هفته بعد مرزبانان آبی یونان دهها پناهجوی سرگردان و خسته و گرسنه به سوی آن کشور را هدف قرار میدهند و آنها را بی رحمانه یکی پس از دیگری در آبهای آن کشور غرق و قربانی سیاستهای غیر انسانی اتحادیه اروپا میکنند و هفته بعد پلیس ترکیه 4 پناهجوی در حال دیپورت به عراق را به داخل آب میاندازد و خفه میکند. این فجایع هر هفته، هرماه و هرسال در ترکیه و کشورهای جنوب اروپا و بقیه نقاط دنیا به عناوین مختلف تکرار میشود.
هیچ دولتی و هیچ سازمان مللی خود را در قبال قتل و عام این همه پناهجو که در مرزهای ترکیه و عراق و یونان به وقوع می پیوندد مسئول نمی داند. این جنایت عوارض سیاستهای سختگیرانه همان سازمان مللی است که در ترکیه و عراق و همه جای دنیا به اصطلاح به عنوان میزبان پناهندگان شناخته میشود. سازمان ملل در امور پناهندگان سالهاست در پاکستان دفتر دارد و قرار است در آن کشور به حقوق پناهندگان فراری رسیدگی نماید، با این وجود پناهجویان پاکستانی سر از ترکیه درمیاورند و بدلیل ترس از بازگرداندن آنها مجبور به پنهان شدن در کانتینر کامیون میشوند و به طرز فجیعی جان شیرینشان را از دست می دهند.
از دولت ترکیه گرفته تا اتحادیه اروپا و باندها و قاچاقچیانی که دسترنج و دارایی پناهجویان را در جنوب اروپا به تاراج می برند و باعث مرگ و نابودی آنها میشوند، همه و همه شریک جرم مرگ جانگداز این پناهجویان هستند.

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی از وقوع این فاجعه عمیقا متأسف است و خود را در غم خانواده و بستگان آنها
شریک دانسته و از همه سازمانهای دفاع از حقوق بشر میخواهد تا دولت ترکیه و اتحادیه اروپا و کمیساریایی عالی پناهندگان سازمان ملل را بدلیل نقض حقوق پناهندگان تحت فشار بگذارند.

همبستگی، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی
دوم اوت 2008

1 نظر   به این پست لینک دهید

موضوع: ترکیه

جنبش پناهندگى در استراليا پيروز شد

پس از سالها مبارزه جنبش پناهندگى، بازداشت اتومات پناهجويان در استراليا لغو ميشود

وزير جديد مهاجرت استراليا كريس ايوانس روز سه شنبه ٢٩ جولاى اعلام كرد كه قوانين سختگيرانه پناهندگى ومهاجرت در استراليا را لغو خواهد كرد. وي همچنين اعلام كرد كه بازداشتگاههاي پناهجويان را بسته و قانون بازداشت اتومات كليه پناهجويانى كه بطور غيرقانونى وارد استراليا ميشوند را لغو ميكند. بر اساس اظهارات وزير جديد مهاجرت بازداشتها تنها در موارد خطرات جدي امنيتي رخ خواهد داد و دوران بازداشتها كوتاه خواهد بود.

قانون بازداشت اتومات كليه پناهجويانى كه بطور غيرقانونى وارد استراليا ميشوند از سال ٢٠٠١ توسط دولت ليبرال جان هاورد به مرحله اجرا گذاشته شد. با اجراي اين قانون ضد انساني صدها پناهجو از كودك و زن و جوان و پير روانه بازداشتگاهها شده و سالها در بدترين شرايط و غير انسانى ترين شرايط زندگى ميكردند. بازداشتگاههاي استراليا يكي از سخت ترين بازداشتگهاي پناهندگى بود. و گزارشات مربوط به شيوع خشونت در اين بازداشتگاهها و نقض ابتدايي ترين حقوق انساني و پناهندگى بارها توسط سازمان ها و نهادهاي بين المللى مطرح شده بود.

با اجراي قانون بازداشت پناهجويان جنبش قوى در اعتراض به اين وضع و در دفاع از حقوق انسانى پناهجويان در سراسر استراليا شكل گرفت. خود پناهجويان در بازداشتگاههاي مختلف به اشكال مختلف دست به اعتراض و مبارزه زدند. از اولين روز اجراي آن تا آخرين روز لغو آن يك جنبش وسيع با خواست آزادي كليه پناهجويان باداشتي و رعايت حقوق انساني براي پناهجويان در استراليا مدام در خيابانها در جوار بازداشتگاهها در رسانه ها و در هر جاي ممكن مبارزه ميكرد. به يمن اين مبارزات دوت استرالیا زير باران انتقادهاي شيد جهاني و داخلى قرار گرفته بود. نفوذ و عمق اين جنبش انساني در جامعه چنان قدرتمند بود كه بحث تغيير اين قوانين به پلاتفرم احزاب دولتي تبديل شد و خود به نمادى به پايبندي به ابتدايي ترين حقوق انساني در جامعه بدل گرديد. امروز كه دولت حزب كارگر استراليا فرمان بستن بازداشتگاهها را صادر ميكند اين فرمان در واقع تبلور اراده آهنين و موفقيت آميز ٧ سال مبارزه پناهندگان و جنبش پناهندگى در استراليا و در سطح بين المللى است.

همبستگى فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني از همان روز اول در اين صف و جنبش اعتراضي قرار داشته و به اشكال مختلف جهت تقويت اين جنبش تلاش ميكرد. موفقيت اين جنبش افتخارى است كه فدراسيون در ايجاد آن سهم و نقش چشمگیری داشته است.

پيروزي و موفقيت جنبش پناهندگى در استراليا درس بسيار مهم و ارزنده ايي براي جنبش پناهندگى در سراسر دنيا دارد. هر ذره موفقيت و كسب دست آوردهاي انساني در دفاع از حقوق پناهندگى فقط و فقط به مبارزه پناهندگان و جنبش پناهندگى گره خورده است. نه خدا، نه دولت، نه كليسا و كشيشها، نه پارلمان و وزرا هيچكدام در غياب يك جنبش اعتراضي انساني ذره اي از حقوق انساني پناهندگان دفاع نميكنند. اگر جايي كشيش ها لباس دفاع از پناهنده به تن ميكنند، اگر در پارلمان ها از حقوق پناهندگان صحبت ميكنند همه فقط به يمن اعتراض وسيع و گسترده جنبش پناهندگى به يمن اتحاد متشكل پناهندگان و به يمن سازمانهايي مانند فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى است كه افق پيروزي از طريق مبارزه را همواره در استيصال ترين شرايط پناهندگي در مقابل پناهجويان و كل جامعه قرار ميدهد. اتحاد و تشكل رمز اصلي ايجاد موفقيتهايي در استراليا و اسپانيا و سوئد و هلند و ساير كشورهاي دنياست.

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى اين موفقيت بزرگ را به كليه پناهجويان در استراليا به كليه سازمان ها، نهادها و افرادي كه در اين ٧ سال در صف دفاع از حقوق پناهندگان در استراليا بودند، به مسئولين و همكاران واحد فدراسيون در استراليا تبريك ميگويد و كليه پناهجويان ايراني در سراسر دنيا را فرا ميخواند كه به فدراسيون پيوسته و براي ايجاد موفقيت ها و پيروزي هاي ديگر در كشورهاي ديگر تلاش و مبارزه كنند.

زنده باد همبستگى در دفاع از حقوق انساني

همبستگى، فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 12:9  توسط سیاوش  | 

 

.:: خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد ::.

 

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.


اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.


بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.


بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.


همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.


به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

از طرف یکی از دوستانم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 12:25  توسط سیاوش  | 

 

من فقط عاشق اينم

حرف قلبتو بدونم 

الكي بگم جداشيم

تو بگي كه نمي تونم

من فقط عاشق اينم

بگي از همه بيزاري

دو سه روز پيدام نشه تا

ببينم چه حالي داري

من فقط عاشق اينم

عمري از  خدا بگيرم

اونقدر زنده بمونم

تا براي تو بميرم

من فقط عاشق اينم

روزهايي كه با تو تنهام

كارو بار زندگي رو

بذارم براي فردا

من فقط عاشق اينم

وقتي از همه كلافم

بشينم يه گوشه ي دنج

مو هاي تو رو ببافم

عاشق اوون لحظه ام كه

پشت پنجره بشينم

حواست به من نباشه

دزدكي تو رو ببينم 

من فقط عاشق اينم

عمري از  خدا بگيرم

اونقدر زنده بمونم

تا براي تو بميرم

من فقط عاشق اينم

عمري از  خدا بگيرم

اونقدر زنده بمونم

تا براي تو بميرم

                                          

                                      سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 12:20  توسط سیاوش  | 

 

هه ! هیچ کدومتون نمیفهمین      به خدا هیچ کدومون نمیفهمین

وقتی دنیات واقعا سیاه شده      وقتی موقع نوشتن بغضت میترکه

میفهمی چه حسی داره ؟      بعد میگی همه اینها تبلیغه؟

بی باک

 

آماده ای ؟ که تو هم منو ترک کنی      یا میخوای بشنوی تا درد منو درک کنی

میخونم تا تو دلم این بار سنگین نمونه      این اشکه منه که باعث رنگین کمونه

این صدای اشک منه به هر گوشه رسید      فعلا که زندگی گرگه و ما یه خرگوش سفید

دلم بهم میگه این ناله ها کافی نیست یه ریز      غرق خوابم  واسم یه لیوان کافی میکس بریز

که بیدار بمونم ببینم من چه واژه ای      میتونه بهتر بیان کنه عمق این تراژدی

وقتی کسی راه نمیاد باهام جز سایه ی من      بایدم رپ معنی دار بشه مایه ننگ

با همین امکاناتم میرم تو این راه پیش و پس      وقتی هفتاد میلیون میخوان کار شیش و هشت

پس دیگه حاجت کدوم استخاره هست ؟      باید بکنم از استعدادم استفاده پس

 

گله دارم  آره من از خدا گله دارم      که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم

دیگه پر شده از ناله ها دل پارم      که چرا خوبیهای دنیا واسم نصفه کارست

وقتی غرق میشم آره زیر سیل کارم      وقتی نمیشه بدست بیارم من دل یارم

وقتی شونه ای ندارم من روش سر بذارم      میگم گله دارم  گله از این دل زارم

 

میگی کفر نگو  تو هم شکر کنش باز     ولی وقتی شب رفته و اینجا صبح شدش باز

و خورشید تابید رو مشکلی که تو دل من بوده     حالا منم و روزگار و یه دوئل مردونه

میگم بکش خودتو بذار یه نفسی بکشی      وقتی داری راه زندگیتو عوضی میکشی

به مشکلاتم میگم من دوباره نمیخوامت      چرا سختی واسه منه خوشی مال رفیقامه ؟

از شانس بده مائه جاده تنگ میشه  آره        وقتی دست به طلا هم میزنیم سنگ میشه  آره

وقتی به آینده ها ندارم حس خاصی     وقتی به جیبم ندارم حتی اسکناسی

پیش دوست و آشنا هم نمیخوام کم بیارم      مجبورم سر و تشو با یه دروغ هم بیارم

جای اینکه خدا واسه ی مشکلا پا پیش بذاره      کاری کرده صبح و شب رو سرم آتیش بباره

 

گله دارم  آره من از خدا گله دارم      که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم

دیگه پر شده از ناله ها دل پارم      که چرا خوبیهای دنیا واسم نصفه کارست

وقتی غرق میشم آره زیر سیل کارم      وقتی نمیشه بدست بیارم من دل یارم

وقتی شونه ای ندارم من روش سر بذارم      میگم گله دارم  گله از این دل زارم

 

تا که پولت به جیبه دورت از دوستی پره      تا که مشکل داری نمیبینی دوستی دورت

جز دو سه نفر رفته هر کی سمت ما بود      حالا ماییم و بورس و چک و سفته هامون

اونها شعار میدادن منو درکم میکنن      ولی وقت سختی دیدم چطور ترکم میکنن

چه دوستهای من  چه عشق و چه برادرم      نمیدونستم ضامن رابطمه درآمدم

و واسه مشکلاته به هم ریخته حال روحیم      حالا کجای دنیا فرار کنم با چه رویی؟

و تو هر کشوری که به تو بخوان اقامت بدن       واسه ایرانی بودنت تو رو حقارت میدن

تو رویا بودم که حال خوشم همیشگی است      و حالا میفهمم هیچ مادیاتی همیشه نیست

دنیا کاری کرد که چشم های من هر شب اشکه      ولی نمیبازم  مگه دنیا از رو نعشم رد شه

بیباک

۱۳/۱/۸۹

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 12:17  توسط سیاوش  | 

زندان

به نام ایزد راستین

 

یک کتاب...

کوه زردشت...

اشک سیاوش...!زحمت کاوه...

قصه های یک نسل غریب...

وحالا!

همه از ترس خوابند

قصه ها کهنه...

جوانان بر صلیب...

عاقلان کافر!

من شکستم...

تو بریدی...

خواب مرگ آرزو شد...!

هم مسیحی هم یهود

همه کافر به جز دین عرب!

زردشتیان گمنام...

خسته ام...

خسته از احمد از آن آبادیم...

خاکسترم خونین رنگ...

نغمه هایم ساز جنگ...

هم وطن آن روز که شمشیر برد...

بر دست ما زنجیر خورد...

زندان

جای من خالی!

نغمه ی تاریک...

من به تو دارم امید...

دین شمشیر حق ما نیست...

برخیز... برخیز...

 

سیاوش آریا مهر...

12/8/88

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 1:3  توسط سیاوش  | 

انقلاب سرد

به نام ایزد راستین

 

در امواج تشنج زای یک رویا...

کشتی بی ناخدای سرنوشتم را...

به سوی ساحلی مبهم میزارم!

و...میرفتم...

ابرها آکنده از خشم و

هوا تف کرده و مسموم...

وبارانی از آسمان شک فرو میریخت!

هوا میمرد...

نفس میمرد...

دل مرغان دریایی ترک میخورد

عجب گرداب بی رحمی

همان مسلخ...

همان مقتل...

همانکه قطع میکرد

گردن رگهای بودن را...

به زیر دشنه و خنجر(( سیه پوشی))

رقم میزد کتاب سرنوشت لال و کورم را...

عجب!

حتی همان کشتی

که روزی ناخدایی را طلب میکرد

ودر جوش و تنشهای غبار آلود و طوفانی

نگاه گرو ساحل را صدا میکرد

هیاهوی صدف هارا

کنار ماسه های سبز پیروزی صدا...

نمی فهمند...

در آن گرداب روحش حبس و زندانی

شناور در سیه چال پریشانی

وحالا...

از فراز و قعر این دریای تنهایی

صدای ضجه های من نمی آید...!

صدای بادبان کشتی بی ناخدایی هم نمی آید...

نوای موج تکراری به پای خشک ساحل

سخت می نالد...

که گریبان پاره های سرنوشتی را به لب دارد...

از آن رویا...

 از آن دریا...

از آن امواج تشنج زا...

از آن کشتی...

از افکارم فقط یک هیچ میماند...

ودیگر هیچ...

 

سیاوش آریا مهر

4/7/88

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:34  توسط سیاوش  | 

عشق تاریک

به نام ایزدراستین

 

نیمه شب باز خیال مارو...

گشنه ام بود در کنار نان...

گرمای وجود,ناله ای خاموش!

چه میخواهم؟

چشمهای بکروساده؟

نمیدانم...

بزن بر ریشه ی این سرو

بزن بر تارو پود درد

بزن...ای جان کنده ای پیر است

بزن بر من...

بزن.

ساقه هایم پر از پاییز...

رهایم کن...

بزار تنها بمیرم...

نخندم تا جوابم را نگیرم...

کنار سایه ی آتش

بسوزانم...بسوزانم...

که از سرما نمیرم...

مر با این همه زجر

بدون قصه ی مادر...

بخوابم تا ندانی

که روحم از تنم رفته...

از این شبهای نورانی

رسد آخر به من لقمه ی نانی؟

چه سیر گردم از این نان...

که با خون دلم خیسید...

برو...آسوده خواهم مرد...

 در این دریای طوفانی...

 

سیاوش آریا مهر

29/6/88

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:8  توسط سیاوش  | 

پیر زن

به نام ایزد راستین

پیرزن تنها...

قصه میگفت...

خانه اش خشتی!

ناله اش خسته...

وصیت کرد خانه ام سبز باشد...

از خم چنبر...

با موهای سپیدش...

پند میداد...

من وچند نامرددیگررا...

پیرزن مرد...

تنهاییش باقیست!

خانه اش ویران...

وصیتش حیران...

مانده اش... فرزندان بد نام....

سیاوش آریا مهر

۱۹/۶/۸۸

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:49  توسط سیاوش  |